تبليغاتX
پرواز تا دستان خدا

پرواز تا دستان خدا

تا اوج...

وبلاگ جدید پرنده

اینجا را تعطیل کردم...

پرنده زنده شد!

تهران در مدار زندگی 

http://tehran-dar-mdar.blogfa.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 فروردین1390ساعت   توسط پرنده  | 

من او مدم...

من او مدم...
سلام
دوستان گرامی با عرض معذرت اینجانب پرنده، تصمیم گرفته ایم تا دیگر دراین قالب وبلاگمان را آپ نکنیم

و منتظر درست شدن قالب جدید می باشیم تا مطالب بهترمان را آنجا پیشکش حضورتان کنیم.

چون بسیار از این قالب تنگ وتکراری و... خسته می باشیم( ادبیات را دارید؟

)از طرفی ما در ایام سخت و طاقت فرسای امتحانات بوده و از آنجا که تصمیم به درس خواندن گرفته ایم

نتیجتا وقت وبگردی و نت چرخی را نداشته و غرق کتاب می باشیم!

( البته اگر بعضیا بذارن!)

و شما را پاس می دهیم به وبلاگ ارمی جون و سیدیاسین!

لذا خواهشمند است با کامنت های خود این بنده سرا پا تقصیر(به قول بعضیا(را شرمنده نفرموده

و گله گذاری نفرمایید چون ترتیب اثر داده نخواهد شد تا این دو مانع وجود دارد...

( می دانیم که در دل ما را سه نقطه می پندارید اما عیبی ندارد) پیشاپیش متشکریم !

پی نوشت:

1-      ما شدیدا منتظر کامنت های تهدیدآمیز و تخریبی شما بودیم و تعجب بسیار کردیم از این دریغ کامنت!

و با خود اندیشیدیم که یا شما با توجه به تاخیر زیاد بنده در آپ کردن دارید سعه صدر به خرج می دهید

یا ما را بی خیال شده اید و یک یای دیگر اینکه شما خودتان هم جبهه سایبر را فراموش کرده و

وقت وبگردی ندارید که فکر می کنم این یا به واقع نزدیک تر باشد برادر

2- هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم...نویسنده وبلاگ تا اوج دات کام.

هر که دارد هوس قالب سازی بسم الله...

اجرتان یک در دنیا صد در آخرت...

بد قولی خیلی بده!!!!!! مثلا اگه دو ماه باشه قول داده باشید قالب بسازید و نساخته باشید

پی نوشت ارمیا:

با تشکر از خودم که زحمت کشیدم پست رو بذارم و کامنتهای این پرنده ی غرق شده در درس را تایید کنم...

در ضمن غلط های املایی زیادی هم داشت که تصحیح کردم

چه دوست خوبی هستم من!

با امید به این که  بخاطر این پی نوشت جانم در امان باشد...


+ نوشته شده در  جمعه 24 دی1389ساعت   توسط پرنده  | 

کل ارض کربلا...


به نام خدایی که کربلا را آفرید تا وطن داشته باشیم...

نه کسی بی آنکه بشنود ، می گوید و نه قلمی بی آنکه آداب لرزش بداند ، می نویسد.

لیک ، نه این گوش را ادعایی است در شنیدن  ملکوتی آوای قدسیان ،

و نه قلم را توان جعل معنا در چینش هنرمندانه واژگان .

بلکه باور  آن است ، آنچه از لطف هدیه داده اند ، برای شنیدن شماست ..

اگر نشنیدید ، ایراد از "من " است ، دعایش کنید..

همان روز که کربلا  رفتید..

همیشه...









*حسین (ع) را هم اگر نمی شناسی ، بشتاب ! که او تو را می شناسد..

*به کربلا هم اگر نرسی ، کربلا تو را در آغوش خواهد فشرد ؛

مگر نه این که  "کل ارض کربلا..

*کربلا می روی اگر ،هر آ جه داری ببر !

نداری ات را می گویم..

*از داشته هایت اگر تهی شدی ، پژواک پر طنین این آوا ، دلت را تسخیر خواهد کرد ؛

"هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله.."

* اگر عبد نباشی ، بهت کربلا دودمانت را به باد خواهد داد.

کوفیان اگر چه نمی خواستند ، ولی حسین (ع) را کشتند..

* در کربلا اگر ندانی چه باید کرد ، که نمی دانی ،

زود خودت را به امام برسان!

*کربلا ابن زیاد هم دارد،مراقب باش!

*هراس ما در کربلا نه از مرگ است ؛بیمناک آنیم ادب نگاه نداریم...

*هرچه ما را از نا امنی کربلا بترسانند ،باز هم برای ما ،

جز کربلا هیچ نقطه ای امن نیست...

*کربلا آخر خط است ؛پیاده نشوی،

برمی گردی..



 پی نوشت: علی اکبر بقایی  ، همه جا همین جاست..

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 آذر1389ساعت   توسط پرنده  | 

دانشجو!!!

امروز ۱۶ آذر روز دانشجوست!

تا به حال چقدر به مفهوم دانشجو فکر کردیم.اصلا تا به حال فکر کردیم؟

اکثر دانشجویان نسبتا محترم دانشگاه های ما  همین که در یکی از دانشگاه ها رفت و آمد داشته باشند خود را دانشجو می دانند. اما واقعا این طور است؟ اصلا چرا ما به دانشگاه می آییم؟ برای اینکه مدرک بگیریم یا چیزی اضافه بر اطلاعات قبلی مون با توجه به علایقمون کسب کنیم؟

واقعیت اینه که متاسفانه اکثر دانشجویان محیط دانشگاه را چیز های دیگری مثل سالن مد یا آرایشگاه یا قهوه خونه یا مکانی برای پیدا کردن دوست (دختر یا پسر) و گفتگو های فیس تو فیس عشقولی و... می دانند با این تفاوت که اینجا برچسب مطلوبی به نام دانشجو را هم به آنها اطلاق می شود، صفتی برای کلاس گذاشتن! که اتفاقا همین افراد هم هستند که بیشترین سعی را در جلب توجه می کنند با نوع آرایش ، نوع لباس پوشیدن ، نوع راه رفتن ، نوع نشستن روی نیمکت ، نوع حرف زدن و نوع سیگار کشیدن و ... (که البته به نظر می رسد بعضی از این رفتارها با اعمال قانون قابل کنترل باشد! )

بعضا بین این افراد آدمهای به شدت متناقضی دیده می شوند که انگار سر درگم هستند و هنوز را خود را پیدا نکرده اند. در دل ایمان ضعیفی دارند و ظاهر به اصطلاح فشن! امکان دارد نماز بخوانند ولی با آرایش و لاک ناخن! و نمازشان هم که تمام شود مقنعه شان تا وسط سر عقب بیاید... و مثلا با ظاهر به شدت فشن پیکسل یا ابولفضل و یا حسین(ع) به کیفشون بچسبانند!!!!!!!!!

این جور رفتار های متناقض یک چیز بیشتر به ذهن انسان نمی رساند که این آدم به شدت دچار بحران شخصیتی است و نمی داند باید در کدام مسیر حرکت کند برای همین هم یه پیکسلی می چسباند که دیگران هم بفهمند او به امام حسین(ع) اعتقاد دارد هرچند با این ظاهر!

در نتیجه به نظر می رسد بعضی از دانشجویان و جوانان کشور عزیزمون شدیدا دچار بحران شخصیتی هستند که شاید باعثش نارسایی های فرهنگی ما بوده است که بچه ها از کودکی هنجارها و ارزش ها را نصفه و نیمه درونی کرده اند که شاید بتوان گفت مسئولیت نیمی از این نارسایی به عهده مسئولین جامعه و نیمی بر عهده خانواده ها بوده است!

به نظر من و خیلی ها باید برای نسل بعدی برنامه ریزی بسیار منسجمی در جهت پرورش دادن نسلی دین محور صورت بگیرد کما اینکه انگار هیچ کس به فکر نیست... و این برای ما مسلمون های شیعه که روایت پیامبر را مبنی بر اینکه " فرزندان خود را برای آینده تربیت کنید " شنیده ایم و جامه عمل نمی پوشیم شرم آور است!

 


پ .ن: میگویند هر وقت آب می نوشید بگو یا حسین (ع) ،

اما این روزها که آب می بینید و نمی نوشید بگویید یا ابوالفضل(ع)

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 آذر1389ساعت   توسط پرنده  | 

اسب تروا

ماجرای اسب تروا که 22 بهمن پارسال این سبز های لجنی پرچم دارش بودن را حتما همه به یاد داریم. که مثلا قرار بود موقع سخنرانی دکتر احمدی نژاد پرچم های سبزشان را بالا بیاورند و باقی ماجرا ... که مثل دیگر توطئه هایشان ناکام ماند و امت حزب الله پیروز گردید. امتی که تا ابد پیروز است...

کلاس جامعه شناسی جوانان این ترم ما جهالت های این جماعت سبز و تقلید کورکورانه شان از رسانه های معاند را به خوبی نشان می دهد وقتی که اصطلاح اسب تروا مطرح می شود و هیچ کدام نمی دانند معنی آن چیست و داناترینشان!!!!!!! می گوید: حضور پنهانی در بین جماعتی و بیرون آمدن یکباره!!!!

حالا من می خواهم معنی دقیق این کلمه که اصطلاحی جهانی است برای برخی جوانان ( داخل پرانتز جهان وطنان) باز کنم.

این اصطلاح را برای کسانی به کار می برند که در زمین خودی با قواعد دشمن بازی می کنند و به بیان دیگر ستون پنجم دشمن هستند. و بنا به تعبیر جلال آل احمد؛ خرده فرهنگ برخی جوانان ایرانی  به مثابه قربانیان تهاجم فرهنگی "غرب زده یا ژیگول"  است.

از لحاظ علمی دو قرائت برای این جوانان جهان وطن یا غرب زده وجود دارد:

قرائت اول (فرهنگی) :

نظریه هراس اخلاقی : مطابق با این دیدگاه خرده فرهنگ جوانان جهان وطن نشان دهنده تسلیم شده در مقابل فرهنگ بیگانه است و قربانی فرهنگ بیگانه شدن و مصرفی شدن کورکورانه ، زیر زمینی شدن فرهنگ بیگانه  و لذت جویی و منحرفانه است.

 john : وی از جوانان جهان وطن با نام شیاطین قوم نام می برد که در جامعه آنها را مسئول برخی نا هنجاری می دانند و در این بین ممکن است از کاه ، کوه ساخته شود هرچند که ممکن است با رفتار خود شیاطین قوم باشند .

 قرائت دوم (سیاسی) :

جهان وطنان ؛ چهل تکه سازان مقاوم ، خود آگاه و برانداز اند که رابطه آگاهانه و خلاقانه و گزینش گرایانه و معنا دار و نمادین با فرهنگ بیگانه دارند.

کلاس در سکوت سبزها فرو رفته است !!!

و مرا خنده ی این جهالت!

در این بین هرکس بسته به منافع خود قرائت خودش را از رفتار این دسته جوانان می کنند.( انشالله در پست بعدی این مطلب را بیشتر بسط خواهم داد.)

به نظر من رهبران این سبزهای لجنی جزء دسته ای هستند که که به زور می خواهند قرائت سیاسی خودشان را بر این گروه تحمیل کنند در حالی که اکثر جهان وطنان چیزی بیش از قربانیان فرهنگ بیگانه نیستند...


پی نوشت:احسنت به اونایی که ۱۳ آبان را در تاریخ ماندگار کردند و امریکا را روسیاه!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 آبان1389ساعت   توسط پرنده  | 

جامعه شناسي جوانان و...

 

جامعه شناسي جوانان، جوانان ايراني را به سه گروه قابل تامل تقسيم ميكند:

1)جوانان متعارف: منظور گروهي از جوانان هستند كه از لحاظ اجتماعي مقبول اند و به اكثرهنجارها و ارزش ها احترام مي گذارند و در چارچوب فرهنگ داخلي گام برمي دارند و در مهماني هاي خاص هم بنا به اعتقادات و خانوادشان شركت نمي كنند كه بيشتر متعلق به طبقات متوسط و پايين اجتماع هستند.


2)جوانان جهان وطن: اين گروه همه ارزش ها و هنجارها را به رسميت نمي شناسند و گاهي حتي از اينكه ارزشي را زير پا گذارند(از دهن كجي به ارزش هاي موجود) لذت مي برند و ارزش هاي خود را با افراد هم طبقه خود در كشورهاي ديگر مقايسه كرده و الگو برداري مي كنند.مصداقش افراد زيادي هستند كساني كه سعي مي كنند متفاوت جلوه كنند چه ظاهرشان و چه باطنشان كه اعتقاداتشان باشد...و الگوي سبك زندگي مدرن را انتخاب مي كنند.مثلا عضو گروه هاي خاصي مي شوند و از افراد خاصي حمايت مي كنند! برايشان مهم است كه آخرين آهنگ فلان خواننده را بشنوند ويا در مهماني هاي خاص شركت كنند... كه متعلق به طبقه اجتماعي متوسط به بالا هستند. معمولا آدم هاي سياسي نيستند اما در مواقع بحراني تبديل به يك گروه سياسي هم مي شوند و به تبع آن داراي ايدئولوژي.


3)جوانان بسيجي: اين گروه پايه مذهبي قوي دارند ارزش ها و هنجارهاي انقلاب را ارج مي نهند و در اين راه خون خود را مي دهند(دفاع مقدس) وبه تاريخ كشور اهميت مي دهند و عده اي از آنها سعي در اصلاح جوانان جهان وطن دارند... و اكثرا متعلق به طبقه اجتماعي متوسط به پايين هستند!افراد فعال سياسي و داراي ايدئولوژي اسلامي.


گروه جوانان جهان وطن و بسيجي گاها باهم درگيري هايي داشتند مثلا در فتنه سال گذشته كه مربوط به ايدئولوژي هاي متفاوتي است كه هر كدام خود را متعلق به آن مي دانند! نكته جالب اينجاست كه هر دو گروه براي يارگيري سعي در جذب گروه جوانان متعارف را دارند مثل ترم اولي ها!



-          رفتار هاي عجيب و غريبي كه از گروه جوانان جهان وطن مي بينيم كم نيست:

يكي از افرادي كه در ذهن من نمونه بارز اين گروه است دختري است كه با مدل آرايش و لباس هايي كه هيچ كس نمي پوشد و نوعي كه چادر مي گذارد و هميشه براي من يك علامت سوال است رمان هاي خارجي بي مهتوايي را مي خواند كه مثلا چون نويسنده معروفي دارد يا فلان جايزه را گرفته ارزشمند است موسيقي هاي خاصي گوش مي كند، ازسبزهاي دو آتيشه دانشكده است كه هنوز ربان سبز به كيفش مي بندد و جديدا هم اتكت فيمينيسم به كيفش مي چسباند!

 وقتي ديدمش خواستم بپرسم تو اسلام را مي شناسي كه حالا شده اي فيمينيست؟! اما يك لحظه ياد گفتگوي نه چندان خوبمان در سال گذشته قبل از انتخابات افتادم و از خيرش گذشتم...


         به نظر من جوانان بسيجي هم دو دسته اند گروهي كه در عرصه هاي مختلف خيلي فعالند و يك افسر جنگ نرم به تمام معنايند. مثل من و ارميا ( كمال همنشين در ما اثر كرده و ماهم اعتماد به نفس كاذب پيدا كرديم نظر به اينكه خود شيفته هم شديم! )و گروهي كه خيلي هم فعال نيستند و همين كه در بسيج رفت و آمد داشته باشند را كافي مي دانند...(مثل همونا...!)



+ نوشته شده در  یکشنبه 18 مهر1389ساعت   توسط پرنده  |